كتاب پاستيل هاي بنفش
كتاب پاستيل هاي بنفش

كتاب پاستيل هاي بنفش

Purple-Pastels-Book

درباره كتاب پاستيل هاي بنفش :

برنده ی جایزه : Texas Bluebonnet Award Nominee (2017)

دستم را انداختم دور کمرش و زور زدم. انگار شیری را بغل کرده بودم؛ یک تُن وزن داشت. کرنشا پنجه هایش را فرو کرده بود توی لحافی که بچگی ها عمه بزرگه،ام ،ترودی برایم بافته بود. ناامید شدم و ولش کردم كرنشا پنجه هایش را کشید بیرون و گفت «ببین من نمیتونم تا وقتی کمکت نکردهم .برم دست من نیست که «پس دست کیه؟» کرنشا با همان چشمهای تیله ای و سبزش به من خیره شد؛ پنجه هایش را گذاشت روی شانه ام. بوی کف صابون و نعناع میداد. گفت: «تو جکسون... دست توئه

پرتقال

ناشر خیلی متفاوت

کتاب های کودک و نوجوان !

...

7 روز ضمانت بازگشت کالا

تضمين سلامت محصول

پشتیبانی کل هفته

ارسال به سراسر ایران

255,000
تومان

229,500

تومان

موجودي: 1

ارسال رایگان برای خریدهای بالای يك ميليون تومان

محصولات مرتبط

جدیدترین و بروزترین محصولات

سبد خرید
0 % تخفيف
کتاب برایم بسوز کتاب برایم بسوز
کتاب برایم بسوز

ارسال امروز

5.0

300,000
تومان

300,000

تومان
سبد خرید
0 % تخفيف
کتاب فابل کتاب فابل
کتاب فابل

ارسال امروز

5.0

320,000
تومان

320,000

تومان
سبد خرید
10 % تخفيف
كتاب دختر بد خوب كتاب دختر بد خوب
كتاب دختر بد خوب

ارسال امروز

5.0

245,000
تومان

220,500

تومان
سبد خرید
10 % تخفيف
كتاب شهر در تسخير جيرجيروها كتاب شهر در تسخير جيرجيروها
كتاب شهر در تسخير جيرجيروها

ارسال امروز

5.0

320,000
تومان

288,000

تومان
سبد خرید
10 % تخفيف
كتاب زندگي به سبك آني كتاب زندگي به سبك آني
كتاب زندگي به سبك آني

ارسال امروز

5.0

259,000
تومان

233,100

تومان
سبد خرید
10 % تخفيف
كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 2 - دنياي بدون شاهزاده كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 2 - دنياي بدون شاهزاده
كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 2 - دنياي بدون شاهزاده

ارسال امروز

5.0

440,000
تومان

396,000

تومان

معرفی كتاب پاستيل هاي بنفش


درباره كتاب پاستيل هاي بنفش :

برنده ی جایزه : Texas Bluebonnet Award Nominee (2017)

دستم را انداختم دور کمرش و زور زدم. انگار شیری را بغل کرده بودم؛ یک تُن وزن داشت. کرنشا پنجه هایش را فرو کرده بود توی لحافی که بچگی ها عمه بزرگه،ام ،ترودی برایم بافته بود. ناامید شدم و ولش کردم كرنشا پنجه هایش را کشید بیرون و گفت «ببین من نمیتونم تا وقتی کمکت نکردهم .برم دست من نیست که «پس دست کیه؟» کرنشا با همان چشمهای تیله ای و سبزش به من خیره شد؛ پنجه هایش را گذاشت روی شانه ام. بوی کف صابون و نعناع میداد. گفت: «تو جکسون... دست توئه

پرتقال

ناشر خیلی متفاوت

کتاب های کودک و نوجوان !