کتاب شعله ورم کن
Inflame
همه در اتاق سکوت کرده اند و خیره مانده اند.
جیمز چند بار پلک میزند و پاسخی نمید بعد دست هایش را توی جیبش قول می دهد و به کف اتاق خیره میشود میگوید «من جیمزم داداش آدام، نوکی هستی ؟
وارتز سرش را کمی به یک و خم میکند میگوید دادم خیلی مهمی نیستم یکند لبخند بزند اما خوشحالم میبینمت جیمز خوشحالم که میبینم تو سعی می هم نگران امنیت جولیت هستی اما لازمه ،بدونی که من اصلا قصد ندارم بهش اسیب یری موضوع اینه که اون بهم به قولی داده و منم پیگیر اون قول هستیده جیمز می پرسد و چه جور قولی ؟ ناگهان کنجی با صدای نسبتاً بلند و غضبناکی میان حرفشان می برد داره چه جوری قول و قراری ؟ من مسرم را بالا می آورم اطراف را نگاه میکنم همه به من خیره شده اند منتظر پانچی هستند. چشمهای آدام از ترس و ناباوری گرد شده نگاهم به وارنر گره میخورد میگویم من هیچ جا نمی ام من هیچ وقت قول ندادم که باهات توی پایگاه بمونم
وارنر اخم میکند میپرسد ترجیح میدهی این جا بمونی؟ چرا؟ به او میگویم «من به دوستهام احتیاج دارم اونها هم به من احتیاج دارند. بالاخره به روز قراره همه با هم کار کنیم خب میتونیم از همین الان این کارو بکنیم نمی خوام مثل یه کالای قاچاق یواشکی به داخل و بیرون پایگاه منتقل بشم میتونی همیشه این جا پیدام کنی ایان حرفم را قطع میکند «چی صبر کن ببینم منظورت چیه که قراره هممون با هم کار کنیم؟ واسه چی سر خود دعوتش میکنی که باز برگرده این جا ؟ این چرت و پرتا چیه که شما دو تا دارید میگید؟» ادام با صدایی بلند و پر از ملامت میگوید چه جور فولی بهش دادی جولیت؟ به طرفشان بر میگردم کنار وارنر ایستاده ام و روبه رویم چشمان براق آدام و چهره های مبهوت و به زودی غضبناک دوستانم را میبینم چقدر عجیب است که در چنین زمان کوتاهی همه ی این اتفاقات به وقوع پیوسته به زور نفسی میکشم که جانم
را تازه می کند.
...
7 روز ضمانت بازگشت کالا
تضمين سلامت محصول
پشتیبانی کل هفته
ارسال به سراسر ایران
تومان
175,500
تومانموجودي: 1
ارسال رایگان برای خریدهای بالای يك ميليون تومان
محصولات مرتبط
جدیدترین و بروزترین محصولات
معرفی کتاب شعله ورم کن
همه در اتاق سکوت کرده اند و خیره مانده اند.
جیمز چند بار پلک میزند و پاسخی نمید بعد دست هایش را توی جیبش قول می دهد و به کف اتاق خیره میشود میگوید «من جیمزم داداش آدام، نوکی هستی ؟
وارتز سرش را کمی به یک و خم میکند میگوید دادم خیلی مهمی نیستم یکند لبخند بزند اما خوشحالم میبینمت جیمز خوشحالم که میبینم تو سعی می هم نگران امنیت جولیت هستی اما لازمه ،بدونی که من اصلا قصد ندارم بهش اسیب یری موضوع اینه که اون بهم به قولی داده و منم پیگیر اون قول هستیده جیمز می پرسد و چه جور قولی ؟ ناگهان کنجی با صدای نسبتاً بلند و غضبناکی میان حرفشان می برد داره چه جوری قول و قراری ؟ من مسرم را بالا می آورم اطراف را نگاه میکنم همه به من خیره شده اند منتظر پانچی هستند. چشمهای آدام از ترس و ناباوری گرد شده نگاهم به وارنر گره میخورد میگویم من هیچ جا نمی ام من هیچ وقت قول ندادم که باهات توی پایگاه بمونم
وارنر اخم میکند میپرسد ترجیح میدهی این جا بمونی؟ چرا؟ به او میگویم «من به دوستهام احتیاج دارم اونها هم به من احتیاج دارند. بالاخره به روز قراره همه با هم کار کنیم خب میتونیم از همین الان این کارو بکنیم نمی خوام مثل یه کالای قاچاق یواشکی به داخل و بیرون پایگاه منتقل بشم میتونی همیشه این جا پیدام کنی ایان حرفم را قطع میکند «چی صبر کن ببینم منظورت چیه که قراره هممون با هم کار کنیم؟ واسه چی سر خود دعوتش میکنی که باز برگرده این جا ؟ این چرت و پرتا چیه که شما دو تا دارید میگید؟» ادام با صدایی بلند و پر از ملامت میگوید چه جور فولی بهش دادی جولیت؟ به طرفشان بر میگردم کنار وارنر ایستاده ام و روبه رویم چشمان براق آدام و چهره های مبهوت و به زودی غضبناک دوستانم را میبینم چقدر عجیب است که در چنین زمان کوتاهی همه ی این اتفاقات به وقوع پیوسته به زور نفسی میکشم که جانم
را تازه می کند.